ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

383

الطبقات الكبرى ( فارسي )

( 1 ) مبارك و از ياران ابو حنيفه بوده است . مكّى بن ابراهيم بلخى كنيه‌اش ابو سكن بوده و به سال دويست و پانزده در بلخ درگذشته است . محدثى مورد اعتماد بوده است و به هنگام رفتن به حج به بغداد آمد و چون حج گزارد باز هم به بغداد برگشت و به هنگام رفتن و باز آمدن براى مردم حديث نقل كرد و مردم از گفتهء او نوشتند و او در حديث استوار بود . نضر بن شميل مروزى او از مردم بصره و از قبيله بنى مازن و صاحب حديث و از راويان شعر و دانا به قواعد نحو و تاريخ جنگها بوده است ، او در خراسان به سال دويست و سه به روزگار خلافت مأمون و پيش از آن كه مأمون از خراسان بيرون آيد درگذشته است . « 1 » مقاتل بن سليمان بلخى فراهم آورنده تفسيرى بر قرآن بوده و از ضحاك بن مزاحم و عطاء روايت كرده است ، اصحاب حديث از نقل حديثهاى او خوددارى مىكنند و آن را ناشناخته مىدانند . ابو مطيع بلخى نامش حكم و نام پدرش عبد الله و سرپرست قضاى بلخ بوده است ، او پيرو مرجئة بوده است و عبد الرحمان بن حرمله و جز او را ديده است ، ابو مطيع كور بوده و از نظر محدثان در حديث سست و ناتوان است .

--> ( 1 ) قفطى در كتاب انباه الرواة شرح حال نضر و گفتگوهاى او را با مأمون آورده است ، به ج 3 ، صص 350 - 348 ، چاپ 1374 ق مصر مراجعه فرماييد .